![]() |
![]() |
|
| زندگی زیباست .... |
|
طبقه روحانيون و كاهنان ؛ مصريان عقيده داشتند كه آتور خداى دنياى مردگان است . اوست كه مردگان را محاكمه مى كند. اگر ميت در حال حيات برخلاف خواست خدايان رفتار كرده باشد، مورد خشم و غضب آتور قرار خواهد گرفت و اگر خدايان از او راضى باشند، آتور نيز راضى خواهد بود. عذاب آتور مسلط كردن غول وحشتناكى بر ميت بود كه ميت گناهكار را مى خورد ((كاهنان سود جو و نيزنگ باز مصرى مردم را وامى داشتند تا براى كاميابى مردگان خود و نجات آنان مرده نامه اى بخرند (كه در آن طلسماتى نقاشى شده و افسون و اورادى از طرف كاهنان بر آن خوانده شده بود) تا سبب مغفرت در نزد ((اوزيريس )) خداى اموات شود.)) عقايد باستانى روم ؛ خدايان رومى ؛ پانتئون خدايان رومى ؛ فرجام ؛ كتاب شناسى ؛ دين و مذهب يونانيان در مواقع مهم از خدايان استشاره مى نمودند و براى اين كار بقاع متبركى داشتند كه ((هاتف خدايان )) شمرده مى شد و به سوالات ايشان جواب مى داد. اين گونه بقاع از دويست تجاوز مى نموده ؛ ولى از همه معروف تر حرم ((آپولون )) در ((دلف )) بود. دلف در پاى كوه ((پارناس )) در محلى قرار داشت كه ((آپولون )) مارپيتون را با تيرهاى خود در آن جا كشت . آپولون اراده خود را به وسيله كاهنه اى (لاپيطى ) به مردم مى رسانيد. روزى كه براى استخاره معين مى شد، لاپيطى در برابر گودالى روى سه پايه اى مى نشست . از گودال بخار گوگردى خارج مى شد و او را به حال هذيان مى انداخت و الفاظى مقطع مى گفت كه كاهنان براى مؤ منين بيان مى كردند. هيچ معبدى آنقدر زوار نداشت ، چنانكه از تمام بلاد يونانى نشين دور و نزديك براى استخاره از هاتف دلف مى آمدند و در تمام امور از او استشاره مى نمودند. مثلا يكى در باب اختيار همسر و ديگر راجع به مسافرت با او مشورت مى كرد. براى ريختن شالوده يك آبادى يا اقدام به جنگ و صلح استخاره را ضرورى مى دانستند. از اين رو هاتف دلف كه در واقع خود كاهنان بودند، نه فقط نفوذ مهم مذهبى داشت ، بلكه در سياست نيز موقع بلندى يافت و شهرتش به جائى رسيد كه اجانب هم از او استخاره مى نمودند و براى وى هدايا مى فرستادند. در يونان بعضى جاها زيارتگاه بيماران بود، زيرا خدايان آنجا به شفاى هر عيب و علتى شهرت داشتند. معروفترين خداوندان شفا دهنده ، آسكله پيوس يا اسكولاب و مشهورترين حرم او در اپيدور واقع در خليج اژه بود. بيماران دسته دسته به اپيدور مى آمدند، ابتدا به حمام مى رفتند، خود را طيب و طاهر مى كردند، روزه مى گرفتند و قربانى مى كردند، آنگاه يك شب در تاريكى دورن معبد بسر مى بردند. خدا بايد در آن شب بر آنان جلوه مى كرد و شفا مى داد. بيماران شفا يافته ، هدايائى تقديم مى كردند. عقايد و اديان ؛ ((هيرانا)) مفسر مذهب ((شين تو)) كه در قرن 18 و 19 ميلادى مى زيسته ، تجزيه تحليلى از دين ((شين تو)) دارد. او مى گويد: ((در اين مذهب همه مردگان به صورت خدا جلوه گر مى شوند و حوادث جهان طبيعت ، معلول كار مردگان است . اين مردگان هستند كه سرنوشتها را تعيين مى كنند، جهان را مسكون مى سازند و انسانها را پديد مى آورند، مزارع و كشتزارها را حاصلخيز مى سازند و موجب پيدايش فصول چهارگانه سال مى گردند. و هم آنان هستند كه بلا و قحطى و كارهاى خوب و بد از آنان صادر مى شود.)و ادامه مى دهد: ((اگر مردم ارواح را فراموش كنند، در زندگى با ناملايمات دست به گريبان خواهند بود. اين ارواح مردگان است كه پاداش مى دهند يا مجازات مى كنند، مردگان به زندگان احتياج دارند، پس بايد كه زندگان غذا و ما يحتاج مردگان را بر قبور آنان بگذارند.)) |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 12:23 توسط اولدوز طاهریان |
|
|
جستجوی انسان و ماهيت اصلی آن
١ - سوال : آدميزاد را به مفهوم معنی چرا انسان ناميده اند؟ جواب : انسان اسم مبالغه است ومشتق از اُنس بوده، که معنی بسيار زود خوی گيرنده يا عادت يابنده به هر چيز باشد، حتی به خانه و جای و حيوانات و غيره اشيای که به ماحول خود می بيند پس از مدتی چنان به آنها محبت يابد که از فراقش به اندازه ارتباط باطنی خويش رنج کشد و خوشگواريها بر او تلخ گردد، ولی از جدايی حضور حضرت کبريا جل جلاله نا راحت نبوده و حتی احساس هم نمی کند. ٢ - انسان کيست ؟ جواب : انسان موجود دو پای، که همه اين کاينات برای او و او برای معرفت وشناسايی خدا جل جلاله بوده تا به درک کامل طرز مبارزه را با اعدای معنوی و ظاهری خدا و اهل وی جل جلاله از خود گرفته تا جای نهايی بنا نهاده وتا دم آخربرای آرامی خلق الله به غرض خوشنودی اوتعالی جل جلاله به تعميم عدالت در پرتو شيوع وحدت بکوشد.
سعدی رحمة الله عليه فرموده : ابر و باد و مه و خورشيد و فلک در کارند تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری همه از بهر تو سرگشته و فرمان بردار شرط انصاف نباشد که تو فرمان نبری ٣ - انسان کيست ؟ جواب : انسان مخلوقی دارای درک منکشف باشد که خوب ميداند و می بيند که از ديد و واديد های اشيای بی جان و جاندار رفته رفته در او محبت راجع به آن چيز خلق می شود، ولی از اثر اين تماس يافتن به اشيا، در خود اين قدر انتباه اکثراٌ نمی گيرند که اگر نام خداوند جل جلاله را نيز همواره بگويد محبت حضرت او، در وی به ساده ترين صورت ايجاد می شود، اينجاست که وی از بنده گان صالح می گردد. ٤ - انسان کيست ؟ جواب : انسان موجودی که اکثراً دوست دارد تا با خدای خود علاقهء خاص داشته باشد واين دولت را به زعم خود از طرق بسيار مشکلی به انواع تکاليف می خواهد به دست آورد، حال آنکه به عصر حاضر فقط از ياد خداوند جل جلاله در هر جا و مشاهده اشيا و از آن کمال و جمال صانع او تعالی جل جلاله را يافتن راه کوتاهتر و مؤثرترش باشد. ٥ - انسان کيست ؟ جواب : انسان موجودی که به غرض مشاهدهء انواع اسرار اشيا و طرز استفاده از آنها خلق گشته تا هر چه خوبتر وبهتر خالق اين همه بحرو بر مرئی و نامرئی را با کمال و جلالی که دارد بشناسد و هنوز هم از او به عجز و زاری بخواهد و مساعی لازم در طلب آرامی خلق الله برای رضای خدا جل جلاله بنمايد تا انعام و اکرام خيلی ها بالاتر و ارزشدارتر را دريابد.
٦ - انسان کيست ؟ جواب : انسان موجودی که از خود هيچ وقت نپرسيده است واين سوال را کمتر کرده باشد که چرا اين همه اشيا را به روی چه تصرف و برای چه مقصد به او داده اند؟ بلی ! برای دريافت شناسايی خدا جل جلاله و خالق و اعظم جل جلاله و صانع و اتم و اکمل، اين همه نظام را به او بخشيده و به دسترس اختيارش قرار دادند. ٧ - انسان کيست ؟ جواب : انسان موجودی که از ديدن کارنامه يی که کسی کرده است بر او هزاران بخشش و تکريم روا دارد، ولی با ديدن اين همه نندارتون (دنيا) خلق شدهء حضرت او جل جلاله اعتراف بر عظمت و مساعی به دريافت حقيقت معرفت را با وی جلت عظمته نکند و کمتر به جستجوی اين فضيلت توجه نموده است. ٨ - انسان کيست ؟ جواب : انسان موجودی که می کوشد اگر بتواند رئيس و يا زعيم اجتماع و يا دستگاه را بشناسد و به او معرفت حاصل کند، ولی با خالق و صانع اين همه نظام عيان و نهان که خدای اکبر جل جلاله در بحر و بر و غيره افلاک و کرات ديگر است تلاش ندارد که بشناسد و يا دريابد ويا لااقل با او معرفت حاصل کند. ٩ - انسان کيست ؟ جواب : انسان موجودی که چقدر منور شود خوش دارد با منوران و حتی با سياستمداران عمده ارتباط و معرفت تام بيابد، اما با تأسف برای ارتباط با خالق و صانع خود به اين آرزو جز عدهء قليل نرسيدند و حتی در خود ايجاد چنين ذوق و عشق را ننمودند. ١٠ - انسان کيست ؟ جواب : انسان چنان موجودی که در هنگام توفيق يافتن به کدام ابتکار عمل يا فکر در کوايف علمی يا روحی که توجه ودنبال کردن آن را به او خداوند متعال جل جلاله داده است، رفته رفته ازين مساعی او را منکشف راز و اسرار می سازد، باری از خود سوال نمی کند که اين توفيق اگر زادهء مغز او باشد به امثال وی مغزهای عاليتر و حتی مستعدتر از هر نگاه به ملياردها است پس مساعی او، بهانه، و حقيقت آن، عطا و لطف خدای مهربان است که به اين شکرانه البته توفيق اضافه تر به او دهند و راه ارتباطش را با وی تعالی در صورت دوام بيشتر سازند. ١١ - انسان کيست ؟ جواب : انسان موجودی که به مقابل مخالفت از اوامر خود بر مادونان هر که باشد خشم کند و حتی ميزند و جزای انتباهی ميدهد، ولی به مقابل مخالفت اوامر و نواهی او تعالی جل جلاله که در حقيقت اکثراً مفاد و بهبود حيات اجتماعی در آن مضمر است منقاد نبوده و جزايی در برابر آن از طرف خدای عيان و نهان جل جلاله را باور نمی کند. ١٢ - انسان کيست ؟ جواب : انسان موجودی که برای مقتداران وقت اعتراف می کند که بايد به مخالفين خود جزا دهند، ولی برای خدای عظيم که او را خلق کرده است واز عدم به وجود آورده و عمر روزی مقرره اش را با غيره نعما همه ساله در هر جا که باشد می رساند ولی بازهم به او جل جلاله از کوتاهی فهم قانونی را قبولدار نبوده و جزايی هم در برابر مخالفت با وی جل جلاله تصور نکرده تمرد می نمايد. ١٣ - انسان کيست ؟ جواب : انسان موجودی ضعيفی که با همه دبدبه و طنطنهء ثروت و سرمايه، کوچکترين ميکروب او را از پا در می آورد. ١٤ - انسان کيست ؟ جواب : انسان موجودی که همه از وی ترسند، ولی خود او از خودش نمی ترسد، با آن که هر چه ضرر ميرسد از انسانها بر انسان و انسانيت و امثال اوست. ١٥ - انسان کيست ؟ جواب : انسان موجودی که هر مخلوق به او اعتماد دارد، ولی خود شان به همديگر خود بدون از نظرداشتها اعتماد کمتر کنند. ١٦ - انسان کيست ؟ جواب : انسان انموذج است که اکثر خواص و رازهای اشيای جاندار و بيجان فلک و زمين او در وی ديده می شود، ازينرو او را برخی حکما «عالم صغير» گفته اند. تبصره : حالا که تا جايی بر ماهيت مقام شامخ انسانی وارد شديم و دانستيم، اساساً ناشکريهايی داريم و کرديم و از ديد هر شی بر صانع او آفرين گفتيم، ولی بر عظمت خدای عظيم با مشاهدهء اين همه انعام واکرام و انواع تخليق در جهان، هيچ احساس مسؤوليت نه نموديم. انتها خواستيم که با زعما و بزرگان دارای موقف و مقام ارتباط حاصل کنيم، ولی با خالق و صانع اين همه کون و مکان آرزوی ارتباط را نکرديم، با آنکه خلقت ما برای دريافت اين حقيقت درين سراچه آزمايش بوده و هست تا به علم مشاهداتی او تعالی جل جلاله ثابت شود آيا به مصنوعات او چنان محو می گرديم که وی جل جلاله را فراموش می کنيم يا در اثنای گرفتاری، حضور حضرت باری جل جلاله را هم بر خود نگران ودر امور نيک، جاذبه و کشش آن را در خويش نمايان ديده از بدکنشتی ها گريزان می شويم، يا خير ؟ و در پايان به اين نتيجه ميرسيم آيا به خداوند جل جلاله ارتباط و محبت می ورزيم يا به غير او که هرچه هست و هرجا هست. لذا، در برابر سوالی که اين ارتباط چطور قايم می گردد؟ اينک نظر شما را بر پاره يی از مطالب رمز وصول انداخته سپس به موضوع قصور و کوتاه نظری های انسانی در حال وجود خدا جل جلاله باز هم که انکار از وی تعالی جل جلاله می نمايند اندازيم و بعد از آن به مطالعهء اشيايی که دال بر عظمت کبريا جل جلاله بوده، نظر تان را معطوف ميداريم. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 0:9 توسط اولدوز طاهریان |
|
|
|
||||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پانزدهم بهمن 1385ساعت 16:56 توسط اولدوز طاهریان |
|
|
به استناد دست افزارهاي سنگي ساده اي كه از انسان در مناطق شرقي و جنوب شرقي قاره آفريقا به دست آمده است، از پيدايش انسان بر روي اين كره خاكي حدود چهار ميليون سال مي گذرد. اين دوره را انسان شناسان دوران " پارينه سنگي " ناميده اند و بر حسب تغييراتي كه به مرور زمان در كاراكتر شدن اين دست افزارها پديد آمده، دوران پارينه سنگي به سه دوره قديم، مياني و جديد تقسيم شده است. ايران در دوره پارينه سنگي ( Lower Palaeolithic ) بررسيهاي باستان شناسي – انسان شناسي در ايران امروزي براي شناسايي دوره پارينه سنگي، هم جديد و هم محدود است. به دليل همين دو امر، اطلاعات به دست آمده نيز بسيار ناچيز و در محدوده ظن و گمان است. ولي به نظر مي رسد كه با توجه به جغرافياي طبيعي و وضعيت اقليمي ايران، در اين سرزمين دستهاي كوچكي از انسان به صورت پراكنده قادر به زيست و تامين نيازهاي غذايي خود بوده اند. اين گروهها با جمع آوري فرآورده هاي نباتي كه در ايران به صورت خود رو قابل گرد آوري و استفاده بوده اند و همچنين با شكار حيوانات و صيد آبزيان و شايد پرندگان، غذاي مورد نياز خود را تامين مي كردند و در امر تامين غذا از ابزارهاي بسيار ساده و متناسب با تهيه نوع غذا از سنگ، چوب و استخوان حيوانات سود مي جستند. به دليل قدمت اين دوره، وسايل و ابزارهاي ساخته شده از چوب و استخوان به كلي از بين رفته است و فقط ابزارهاي سنگي را انسان شناسان با بررسيهاي باستان شناسي از قسمتهاي مختلف ايران جمع آوري كرده اند.
ارائه شده است، در صحت آنها هنوز نكات ابهام آميزي وجود دارد. ولي، از آنجا كه اين گزارشها در حال حاضر در نوشته هاي مربوط به اين دوره از حيات انسان در ايران، تا به دست آمدن مدارك دقيقتر، راه يافته است، ناچار به ارائه آنها به عنوان اسناد و مدارك دوره پارينه سنگي در ايران، مخصوصا" دوره قديم آن، هستيم. اين مدارك از سه منطقه ايران شناسايي شده اند كه عبارتند از:
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 23:55 توسط اولدوز طاهریان |
|
|
شیر خورشید چگونه به روی پرچم ایران گذاشته و برداشته شد (ضحاک) بر ميگردد. در آن هنگام کاوه براي آن که مردم را عليه ضحاک بشوراند، پيش بند چرمي خود را بر سر چوبي کرد و آن را بالا گرفت تا مردم گرد او جمع شدند. سپس کاخ فرمانرواي خونخوار را در هم کوبيد و فريدون را بر تخت شاهي نشانيد.فريدون نيز پس از آنکه فرمان داد تا پاره چرم پيش بند کاوه را با ديباهاي زرد و سرخ و بنفش آراستند و دُر و گوهر به آن افزودند، آن را درفش شاهي خواند و بدين سان " درفش کاويان " پديد |